عسلعسل، تا این لحظه: 13 سال و 11 روز سن داره

شیرینی زندگی مامان و بابا

اولین آتلیه

خیلی دوست داشتم ببرمت آتلیه ولی موقعیتش پیش نمیومد. چند وقت بود دنبال آتلیه مخصوص کودک بودم که تو تبریز یه همچین چیزی نبود بالاخره از یه آتلیه وقت گرفتیم و به 1393/7/20یعنی فردای همون روز وقت داد. فردا شم با خاله سیما رفتیم خرید. عروسکاتو چند تا از لباساتو ورداشتم من و بابایی هم آماده شدیم و همراه خاله رفتیم اما تو راه خوابت برد.بابایی می خواست بیدارت کنه که نذاشتیم و عکاسه هم گفت اشکالی نداره بذارین بخوابه عوضش بیدار که بشه شارژه.بالاخره بیدار شدی و با کلی مکافات و شکلک و آهنگ و دست زدن و خندوندنت عکاس موفق شد چند تا عکس ازت بگیره. منم که سرما خورده بودم حالم خوب نبود قرار شد روز تولدت هم بیاریمت یه چند تا عکس بندازیم. ...
23 مهر 1393